گاهي همين شروع كردن اولش خيلي سخت ميشود
شبيه ته مانده سيب زميني هاي قيمه ات
حالت را بهم ميز ند
وشبيه پلو دم نكشيد ه ا ت دون دون ميشوي
هميشه اين شيارهاي عاشقانه ات را دوست داشتم
شبيه سطر سطر گريه هاي پيرزن ها بود
مثله درد زايمان لذتبخش
وطعم اولين بوسه
دردناكترين خاطره ات را برايم زنده ميكرد
سلام ميكنم
من از پست ترين حنجره نامرد دنيا سلامت ميكنم
با دستاني باز و پراميد براي ماندنت
شاعرانه ترين شعرهايم را برايت دسته دسته به باد ميدهم
تاتوبرايم زشت ترين خنده دنيا را پست كني
ومن با رمال پارك دست رفاقت بدهم
به راستي كه هرشب برايت و ان يكاد مي خوانم واسفند مي سوزانم
تا دودش تمام شهر را براي امدنت پركند
تا دلم را زنده كني
من به تمام خون مردگي هاي زيرپوستي ام
وتمام بي دردي هاي تنم
تا قلعه بي كسي ام صدايت ميكنم
هميشه شروع كردن اولش خيلي سخت ميشود